ترجمه "columned" به فارسی

ستون دار ترجمه "columned" به فارسی است.

columned adjective

Having columns. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستون دار

    We're gonna need accurate scans on every column.

    ما احتياج به اسكن دقيق هر ستون داريم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " columned " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "columned" با ترجمه به فارسی

  • (در اصل - در 6391) غیر نظامیان شهر مادرید که از ژنرال فرانکو هواداری می کردند · دستگاه جاسوسی · ستون پنجم · شخص یا دسته ای که از درون به دشمن خارجی کمک می کنند
  • بردار ستونی
  • اینچ
  • برج تقطیر
  • استخراجكنندهها · الكها · جداسازها · سیکلونها
  • انتخاب کننده رنگ
  • (کالبدشناسی) ستون مهره · ستون فقرات · ستون مهره · یتارقف نوتس
  • ستون انباشته
اضافه کردن

ترجمه های "columned" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه