ترجمه "combine" به فارسی

کارتل, آمیختن, همبست بهترین ترجمه های "combine" به فارسی هستند.

combine verb noun دستور زبان

(transitive) to bring (two or more things or activities) together; to unite [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارتل

    noun
  • آمیختن

    verb

    and of making combinations of words mean more than the sum of their separate meanings.

    و در آمیختن کلمات با همدیگر برای رساندن معنایی بیش از معانی جداگانهی تکتک آنها را آموخته بودند.

  • همبست

  • ترجمه های کمتر

    • ائتلاف
    • همبستن
    • اتحادیه
    • (تراکتور) دروگر و بوجار
    • (تواما) درو و بوجاری کردن
    • (شیمی) ترکیب شدن
    • (کشاورزی) ماشین کمباین (دستگاهی که غله را درو و بوجاری می کند)
    • ائتلاف کردن
    • ادغام کردن
    • ادغام کردن یا شدن
    • با هم در آمیختن
    • ترکیب کردن یا شدن
    • تلفیق شونده- شرکت هدف
    • تلفیق کردن
    • تلفیق کردن یک کاسه کردن
    • توام کردن
    • متحد شدن
    • همامیز شدن
    • همبست کردن یا شدن
    • همبسته شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " combine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Combine proper دستور زبان

(colloquial) London Underground [..]

+ اضافه کردن

"Combine" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Combine در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "combine" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "combine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه