ترجمه "commander" به فارسی
فرمانده, سالار, رهبر بهترین ترجمه های "commander" به فارسی هستند.
One who exercises control and direction of a military or naval organization. [..]
-
فرمانده
nounHe saw that his hero and commander was following quite a different train of thought.
دریافت که قهرمان و فرمانده او اندیشه دیگری به سر دارد.
-
سالار
nounTell him we are here under the order of the Supreme Commander, General Douglas MacArthur.
بهش بگو که به دستور سپه سالار ژنرال داگلاس مک آرتور اومديم
-
رهبر
nounGeneral Lucius put us under his command
جنرال لوسیوس او را رهبر ماقرار داده است
-
ترجمه های کمتر
- امیر
- (نیروی دریایی) ناخدا دوم
- افسر فرمانده
- رجوع شود به commanding officer
- سر کرده
- سپهدار ارشد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " commander " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Commander" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Commander در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "commander" با ترجمه به فارسی
-
فرماندهی
-
مخارج
-
قوماندانی حمایوی لوژستیک · قومندانی حمایوی لوجستیک
-
زنجیره دستوردهی · زنجیره فرمان
-
بریدمل قدمدار