ترجمه "commendation" به فارسی

تعریف, تحسین, تقدیر بهترین ترجمه های "commendation" به فارسی هستند.

commendation noun دستور زبان

The act of commending; praise; favorable representation in words; recommendation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعریف

    noun

    But now every commendation on every subject is comprised in that one word.

    اما حالا از هر چیزی که بخواهند تعریف کنند میگویند خوب است.

  • تحسین

    noun

    Focus on the good things that were accomplished, and give appropriate commendation.

    به نتایج مثبت خدمت اعضای جماعت اشاره شود و آنان برای زحماتشان تحسین گردند.

  • تقدیر

    noun

    Jeevan was given the responsibility on your commendation.

    JEEVAN responsibiIity در تقدیر خود را به او داده شد.

  • ترجمه های کمتر

    • توصیه
    • ستایش
    • سفارش
    • سپاس
    • مدح
    • تایید
    • (قدیمی - جمع) سلام رساندن
    • احترامات غیابی
    • توصیه- سفارش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " commendation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "commendation" با ترجمه به فارسی

  • بطورستوده یاپسندیده · چنانکه شایان ستایش باشد
  • ستوده · شایان تعریف · ممدوح · پسندیده
  • (ارتش) مدال تقدیر · نشان سپاس
  • (قدیمی) سلام رساندن · تایید کردن · تعریف کردن از · توصیه کردن · ستودن · سپردن · سپردن به · مورد ستایش قرار دادن
  • بطورستوده یاپسندیده · چنانکه شایان ستایش باشد
  • (قدیمی) سلام رساندن · تایید کردن · تعریف کردن از · توصیه کردن · ستودن · سپردن · سپردن به · مورد ستایش قرار دادن
  • (قدیمی) سلام رساندن · تایید کردن · تعریف کردن از · توصیه کردن · ستودن · سپردن · سپردن به · مورد ستایش قرار دادن
اضافه کردن

ترجمه های "commendation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه