ترجمه "communist" به فارسی

کمونیست, کمونیستی, برانداختگر بهترین ترجمه های "communist" به فارسی هستند.

communist noun adjective دستور زبان

Of, relating to, supporting, or advocating communism. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمونیست

    noun

    person who follows a communist philosophy [..]

    People who missed the old days under the communists.

    مردم دلشون برای روزای تحت سلطه ی کمونیست ها تنگ شده

  • کمونیستی

    Well, I thought it would be tactful to serve a communist dish with a totalitarian wine.

    خب ، فکر کردم بهتره که غذا کمونیستی باشه و شراب اشرافی.

  • برانداختگر

  • ترجمه های کمتر

    • ویرانگر
    • (عامیانه) چپی
    • مربوط به کمونیسم
    • وابسته به کمونیسم
    • کمونیست C( -2 بزرگ) عضو حزب کمونیست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " communist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Communist adjective noun دستور زبان

A member of a (nominally) Communist party. [..]

+ اضافه کردن

"Communist" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Communist در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "communist"

عباراتی شبیه به "communist" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "communist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه