ترجمه "compassionate" به فارسی

مهربان, دلسوز, رحیم بهترین ترجمه های "compassionate" به فارسی هستند.

compassionate adjective verb دستور زبان

having, feeling of showing compassion; sympathetic [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهربان

    adjective

    She was such a sweet and compassionate child.

    او بچهی بسیار دلنشین و مهربان و دلسوزیست.

  • دلسوز

    adjective

    You were the most compassionate person I'd ever met.

    تو دلسوز ترين آدمي هستي که من به عمرم ديدم.

  • رحیم

    adjective

    So, you know, if you want to become more compassionate,

    مثلا برای اینکه رحیم تر بشوید،

  • ترجمه های کمتر

    • ترحم کردن
    • بخشنده
    • شفیق
    • دلرحم
    • بخشايشگر
    • بخشاينده
    • رحيم
    • ترحم آمیز
    • غم خوار
    • متاثر شدن
    • همدردی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " compassionate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "compassionate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "compassionate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه