ترجمه "competitor" به فارسی

رقیب, مسابقه, هماورد بهترین ترجمه های "competitor" به فارسی هستند.

competitor noun دستور زبان

A person or organization against whom one is competing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رقیب

    noun

    Why do they buy an Apple, not the competitor?

    چرا از اپل خریداری میکنن به جای خرید از رقیب ها ؟

  • مسابقه

    noun

    I'm the mother of one of the competitors competing here.

    . من مادر یکی از شرکت کنندگان مسابقه هستم

  • هماورد

  • مسابقه دهنده

    we will decide with this so only the competitors should be here

    ما با توجه به این تصمیم میگیریم پس فقط مسابقه دهنده ها باید اینجا باشند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " competitor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "competitor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "competitor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه