ترجمه "complete" به فارسی
کامل, کمپلت, تمام بهترین ترجمه های "complete" به فارسی هستند.
complete
adjective
verb
دستور زبان
With everything included. [..]
-
کامل
adjectivewith everything included
The room was in complete darkness.
اتاق در تاریکی کامل بود.
-
کمپلت
adjective adverbwith everything included
-
تمام
adjectiveI thought it meant that our species were almost completely different.
من فکر میکنم، معنیش این با شه که تمام اندامهای ما به نوعی کام لا متفاوت با شه.
-
ترجمه های کمتر
- تکمیل کردن
- تکمیل
- حسابی
- گشت
- حقیقی
- پر
- انجامیدن
- لماک
- متبحر
- مختوم
- آزگار
- انجامیده
- ماهر
- (با موفقیت) انجام دادن
- (پرسشنامه را) پر کردن
- به پایان رساندن
- بی کم و کاست
- تمام عیار
- تمام و کمال
- تمام کردن
- تکميل کردن
- خاتمه دادن
- كامل كردن
- پایان یافته
- کامل کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " complete " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "complete" با ترجمه به فارسی
-
برآورد تکمیل
-
مبنای فروش تکمیل شده
-
هزینه های کاملا تخصیص یافته
-
قطعات منفصله- اجزای کاملا جدا شده
-
معامله کامل
-
بودجه در پایان کار · بودجه ی اتمام
-
روش کار تکمیل شده
-
کار انجام شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن