ترجمه "composure" به فارسی
خونسردی, آرامی, خودداری بهترین ترجمه های "composure" به فارسی هستند.
composure
noun
دستور زبان
Calmness of mind or matter, self-possession. [..]
-
خونسردی
nounHe spoke with such complete composure she winced.
با چنان خونسردی و آرامش مطلقی حرف میزد که جاستین تکان خورد.
-
آرامی
noun proper adjectiveTheodule replied with the composure of a man of bronze: Some petticoat or other.
تئودول با آرامی یک مرد سنگین جواب داد: یک پا چین.
-
خودداری
returned Madame Defarge, looking down at her with perfect composure.
مادام دوفارژ با خودداری تمام در او نگریست و پاسخ داد:
-
ترجمه های کمتر
- وقار
- سکوت
- عدالت
- (روح و شخصیت) تعادل
- تسلط بر اعصاب
- تعادل فکری
- خویشتن داری
- قضاوت منصفانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " composure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن