ترجمه "comprehensive" به فارسی
جامع, وسيع, فراگیر بهترین ترجمه های "comprehensive" به فارسی هستند.
comprehensive
adjective
noun
دستور زبان
Broadly or completely covering; including a large proportion of something. [..]
-
جامع
adjectiveI was struck by the simplicity and comprehensiveness of his answer.
من از پاسخ ساده و جامع او تحت تأثیر قرار گرفتم.
-
وسيع
-
فراگیر
adjective
-
ترجمه های کمتر
- مفصل
- گسترده
- عيسو
- فهیم
- مبسوط
- مشروح
- دانا
- (بیمه) جامع (بیمه ی ملک که چندگونه خطر را شامل می شود)
- (معمولا جمع) آزمون نهایی دوره های فوق لیسانس یا دکترا (نام کامل آن : comprehensive examination)
- با فهم
- بیمه ی چند گانه
- قادر به درک چیزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " comprehensive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "comprehensive" با ترجمه به فارسی
-
ادراک · اندریابی · اندریافت · تعقل · تمرین فهم (در آموزش زبان) · درک · درک مطلب · دریافت · شمول · فهم · قدرت درک · معرفت
-
جامعیت · خلاصه جامع · عرض · وسعت · وسعت نظر · پهنا
-
بودجه جامع-بودجه اصلی
-
تخصیص جامع مالیات
-
تخصیص جامع مالیات بر درآمد
-
قابلیت درک
-
سود جامع
-
حسابرسی جامع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن