ترجمه "compressor" به فارسی
متراکم کننده, همفشار, همفشارگر بهترین ترجمه های "compressor" به فارسی هستند.
compressor
noun
دستور زبان
A device that produces pressure, such as a gas compressor that produces pressurized gas. [..]
-
متراکم کننده
nounIf you miss the combustion compressor...
اگه متراکم کننده اشتعال رو از دست بدي..
-
همفشار
-
همفشارگر
-
ترجمه های کمتر
- (تلمبه یا ماشین) همفشارنده
- (مکانیک) کمپرسور
- (کالبدشناسی) عضله ی همفشار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " compressor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "compressor" با ترجمه به فارسی
-
کمپرسور گریز از مرکز
-
کمپرسور رفتوبرگشتی
-
کمپرسور محوری
-
فشرده ساز هوا
-
کمپرسور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن