ترجمه "computation" به فارسی

محاسبه, محاسبات, حساب بهترین ترجمه های "computation" به فارسی هستند.

computation noun دستور زبان

The act or process of computing; calculation; reckoning. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محاسبه

    noun

    the act or process of computing

    It just runs certain kinds of computations on things.

    تنها کار مشخصی را محاسبه کرده و انجام میدهد.

  • محاسبات

    noun

    هرگونه محاسبه با استفاده از فناوریهای رایانهای

    Now, we've had distributed computing before, of course.

    الان هم البته همان محاسبات توزیعی را داریم.

  • حساب

    noun

    We compute the _Tramecksan_, or high heels, to exceed us in number.

    بنا به حساب ما اعضاء حزب ترمکسن یا پاشنه بلندان از ما بیشترند.

  • ترجمه های کمتر

    • آمارش
    • mhasbh
    • رایانش
    • رایانگری
    • شمارگری
    • رشته کامپیوتر
    • روش محاسبه یا آمارش
    • محاسبه (به ویژه با ماشین)
    • محاسبه- تخمین
    • نتیجه ی محاسبه یا آمارش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " computation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "computation" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "computation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه