ترجمه "computer" به فارسی
رایانه, کامپیوتر, رايانِه بهترین ترجمه های "computer" به فارسی هستند.
(computing) A programmable device that performs mathematical calculations and logical operations, especially one that can process, store and retrieve large amounts of data very quickly. [..]
-
رایانه
nounA programmable device [..]
I was able to get computer time around the city.
میتوانستم فرصت کار با رایانه را در گوشه و کنار پیدا کنم.
-
کامپیوتر
nounA programmable device [..]
I let my sister use my new computer.
من به خواهرم اجازه دادم تا از کامپیوتر نو ام استفاده کند.
-
رايانِه
-
ترجمه های کمتر
- رایانِه
- محاسب
- رتویپماک
- حسابگر
- (انسان یا ماشین) شمارگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " computer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
An item the user can select in the Options dialog box, Phones tab, from the "Select the default device for calling phone numbers" drop-down list. When the user selects Computer as the default device for calling phone numbers, Communicator uses the Voice Over Internet Protocol (VOIP) connection for making a call.
"Computer" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Computer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "computer"
عباراتی شبیه به "computer" با ترجمه به فارسی
-
رایانش پذیری · شماره پذیری · محاسبهپذیری
-
زبانشناسی رایانشی · زبانشناسی محاسباتی
-
برنامهنويسي رايانهاي · برنامهنویسی · برنامههاي رايانهاي · سيستمهاي رايانهاي · نرمافزار رایانهای · نرمافزار کامپیوتری
-
معماری کامپیوتر
-
دانشمند محاسباتی