ترجمه "con" به فارسی
فریب دادن, گول زدن, مخالف بهترین ترجمه های "con" به فارسی هستند.
(rare) To study, especially in order to gain knowledge of. [..]
-
فریب دادن
verb -
گول زدن
verbLast year, I was conned by a Welsh family pretending to be possessed by demons.
پارسال خانوده وَلش منو گول زدن ادا درمياوردن که توسط شياطين تسخير شدن
-
مخالف
noun adjective
-
ترجمه های کمتر
- اغفال کردن
- مغبون کردن
- کلاهبردار
- مجرم
- شیادی
- شیاد
- متحد
- کنسول
- گوشبری
- مشترک
- برضد
- خرکردن
- (ابتدا جلب اعتماد و سپس) کلاهبرداری کردن
- (از واژه ی لاتین conjunx) زن (عیال)
- (با دقت) خواندن
- (خودمانی) مخفف : convict
- (خودمانی) گوشبر
- آدم مخالف
- ادامه دار
- ادامه یافته
- استدلال مخالف
- بخاطر سپردن
- به خاطر سپردن
- تقلب کردن
- حفظ کردن
- دست انداختن
- رای مخالف
- شیادی کردن
- طعمه کردن
- قربانی کردن
- مطالعه ی دقیق کردن
- کلاهبرداری کردن
- گوشبری کردن
- یاد سپردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " con " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A male given name, a diminutive form of Conor or Cornelius. [..]
"Con" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Con در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Certificate of Need.
"CON" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای CON در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "con" با ترجمه به فارسی
-
(روان شناسی) کردار انگیزانه · (زبان شناسی - در مورد افعال برخی از زبان ها) کوشش نما · وابسته به میل و رغبت
-
پیشوند: رجوع شود به -com (پیش از v,s,q,n,j,g,d,c و گاهی f می آید) [confrere]
-
(حرف) بی صدا · تقدیس شده · ساختار · ساختمان · قانون اساسی · قنسول · متبرکه · متحد · مشترک · مشروطه · نکات منفی · وابسته به قانون اساسی · پاسبان · کنسول
-
(زیردریایی) برج دیدبانی (که مدخل زیردریایی هم هست) · (ناوهای جنگی) اتاقک زرهی (که ناخدا هنگام نبرد از آنجا دیدبانی و فرماندهی می کند) · برج هدایت
-
(دستور نواختن موسیقی) با لطافت و احساس (بنوازید) · با اشتیاق و فداکاری
-
(دستور نواختن موسیقی) به طور محزون (بنوازید)
-
(آمریکا- خودمانی - مخفف : confidence man) کلاهبردار · گوشبر (con artist هم می گویند)
-
رجوع شود به chili con carne