ترجمه "concentric" به فارسی
هممرکز, (concentrical هم می گویند), (در مورد دایره) هم مرکز بهترین ترجمه های "concentric" به فارسی هستند.
concentric
adjective
دستور زبان
(geometry) Having a common center. [..]
-
هممرکز
to have a load of concentric circles,
اگر کلی دایرههای هممرکز داشته باشیم،
-
(concentrical هم می گویند)
-
(در مورد دایره) هم مرکز
-
ترجمه های کمتر
- متحد المرکز
- هم مرکز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " concentric " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "concentric"
عباراتی شبیه به "concentric" با ترجمه به فارسی
-
دوایر متحد المرکز
-
خوراکهاي پروتئيني · کنستانترههای پروتئینی
-
متمرکزکننده توان خورشید
-
متحد المرکز · هم مرکز
-
تراکم اقتصادی
-
كنستانترههاي دامخوراك · کنستانترهها
-
تمرکزدهنده
-
متمرکز کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن