ترجمه "conceptive" به فارسی
دارای عقل, دارای نیروی بینش یا اندیش زایی بهترین ترجمه های "conceptive" به فارسی هستند.
conceptive
adjective
دستور زبان
relating to conception [..]
-
دارای عقل
-
دارای نیروی بینش یا اندیش زایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conceptive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conceptive" با ترجمه به فارسی
-
آبستنی · آغاز هرفرایند · ابداع · ادراک · اندیش زایی · بارداری · برداشت · بسته شدن نطفه · بینش · تصور · تصور کلی · تصوّر · تعقل · تکوین · جنین · حاملگی · دریافت (فکری) · طرح اولیه · فرایافت · فکر · فکر اولیه · لقاح · مفهوم · مفهوم آفرینی · نطفه ی بسته شده · پنداشت · پیش پندار · گشن
-
تولید کانسپت · تولید کانسپت، تولید مفهوم (در معماری)
-
مفاهیم اساسی
-
مفهوم اساسی محافظه کاری
-
بازده توليد مثلي · بهرهدهی تولید مثلی · بهرهدهی جفتگيري · بهرهدهی زادگيري · توانايي توليد مثلي · ظرفيت توليد مثلي · كارايي توليد مثلي · نرخ آبستني · نرخ برهزايي · نرخ بزغالهزايي · نرخ خوكزايي · نرخ گوسالهزايي
-
مفهوم
-
مفهوم گردش وجوه
-
مفهوم عملکرد جاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن