ترجمه "concernment" به فارسی

کاروبار, واهمه, نگرانی بهترین ترجمه های "concernment" به فارسی هستند.

concernment noun دستور زبان

(obsolete) The state or quality of being a concern [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاروبار

    He knew or guessed the concerns of every one about him;

    و ترن از کاروبار و حالات اشخاصیکهاو را احاطه کرده بودند با اطلاع بود، یا حدسش درباره آنهاصحیح بود،

  • واهمه

  • نگرانی

    I did not perceive they were in any fright or concern.

    هیچ نشانی از وحشت و نگرانی در آنان ندیدم.

  • ترجمه های کمتر

    • قضیه
    • مهم
    • موضوع
    • (نادر)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " concernment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "concernment" با ترجمه به فارسی

  • نگران
  • در رابطه با اين موضوع
  • خودخواهی · خودپرستی
  • تفکیک دغدغهها
  • (معمولا با: in) ذینفع · درباره ی · درگیر · دلواپس · ذیعلاقه · مربوط · مربوطه · نگران
  • (مسئله یا هرچیز) مورد توجه یا علاقه · امر · بابت · بنگاه- موسسه- شرکت · بیم · ترس · توجه · دخل داشتن به · دردسر · دلمشغول چیزی بودن · دلواپس کردن · دلواپسی · دیدَن · راجع بودن به · رنجش · سردرد · شركت · شرکت · علاقه · قضیه · مربوط بودن به · موسسه ی بازرگانی · موضوع · نگران بودن · نگران کردن · نگرانی · هراس · وابسته بودن · وابسته بودن به · وابستگی داشتن با (معمولا با: with) · وحشت · پروا · کارخانه · کنسرن
  • کمترین نگرانی
  • با توجه به · در مورد · درباره · درباره ی · راجع به · هرابرد
اضافه کردن

ترجمه های "concernment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه