ترجمه "concession" به فارسی

امتیاز, اعطا, گذشت بهترین ترجمه های "concession" به فارسی هستند.

concession verb noun دستور زبان

(rhetoric) Admitting a point to strengthen one's overall case. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • امتیاز

    noun

    Now that his main point was gained he was willing to make every little concession in his power.

    اکنون نظر اصلیاش تأمین شده بود، میخواست هر امتیاز کوچکی را که در اختیار داشت بدهد.

  • اعطا

    noun
  • گذشت

    This usually calls for mutual concessions.

    از این رو، هر دو میباید متقابلاً از خود گذشت نشان دهند.

  • ترجمه های کمتر

    • امتیازنامه
    • دکه
    • اعتراف
    • Concession
    • اذعان
    • تصدیق
    • (در مورد ادعا یا خواسته یا مذاکرات و غیره) تخفیف
    • (کانادا) اعطای زمین (از سوی دولت به شهرداری محل)
    • امتیاز- واگذاری- اعطا
    • رستوران کوچک (در ورزشگاه و غیره)
    • زمین یا اجازه ی بهره گیری (و غیره) که از طریق امتیازنامه به دست آید
    • پذیرش (استدلال یا حق و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " concession " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Concession

Concession (territory)

+ اضافه کردن

"Concession" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Concession در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "concession" با ترجمه به فارسی

  • امتیاز انحصاری
  • (کانادا) راه امتیازی (هریک از راه های شهر که معمولا موازی بوده و یک مایل از هم فاصله دارند و در راستای قطعه بندی زمین ها درقدیم ساخته شده اند)
  • فرم درخواست امتیاز
  • (دستور زبان - برخی حروف ربط مانند though) امایی (که اما و هرچند را می رساند) · اذعانی · اعترافی · امتیازی · امتیازی- حق الامتیازی · تخفیفی
  • (دستور زبان - برخی حروف ربط مانند though) امایی (که اما و هرچند را می رساند) · اذعانی · اعترافی · امتیازی · امتیازی- حق الامتیازی · تخفیفی
اضافه کردن

ترجمه های "concession" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه