ترجمه "concrete" به فارسی

بتن, بتون, واقعی بهترین ترجمه های "concrete" به فارسی هستند.

concrete adjective verb noun دستور زبان

Particular, perceivable, real. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بتن

    noun

    building material [..]

    Can it get through 100 levels of concrete?

    فکر ميکني بتونه از صد طبقه بتن خالص عبور کنه ؟

  • بتون

    noun

    I spot two large wooden doors set in concrete in the middle of the ring of tree stumps.

    دو لنگه در چوبی بزرگ میبینم که وسط حلقه کندههای درخت، درون بتون نصب شدهاند.

  • واقعی

    I'll show you a little more of a concrete example here,

    همانطور که این در حال لود شدن است، مثالی کمی واقعی تر به شما نشان میدهم.

  • ترجمه های کمتر

    • بتونی
    • عینی
    • ملموس
    • سفت
    • جامد
    • بسودنی
    • سنگال
    • غیرانتزاعی
    • غیرمجرد
    • پشلیدن
    • جماد
    • جسیم
    • (دستور زبان) ذات
    • با سیمان و شن ساختن (یا پوشاندن)
    • بتون ریختن
    • بتونی کردن
    • بهم چسبیده
    • جامد شدن یا کردن
    • جسم سفت و محکم
    • سفت و محکم
    • سفت و محکم شدن
    • سفت کردن
    • شن و ماسه
    • قابل لمس
    • متحیز (در مقابل مجرد یا انتزاعی : abstract)
    • پرماس پذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " concrete " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Concrete
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واقعی

    Alice was able to catch a few glimpses of Irina's immediate future, nothing too concrete.

    آلیس توانسته بود چند نظر آیندهی نزدیک ایرینا را ببیند، هیچ چیز چندان واقعی نمینمود.

تصاویر با "concrete"

عباراتی شبیه به "concrete" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "concrete" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه