ترجمه "condenser" به فارسی

چگالنده, خازن, کندانسور بهترین ترجمه های "condenser" به فارسی هستند.

condenser noun دستور زبان

A device designed to condense a gas into a liquid, either as part of a still, steam engine, refrigerator or similar machine. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چگالنده

    device used to condense a substance from its gaseous to its liquid state

  • خازن

    noun

    We got a new condenser out in the truck.

    ما یک خازن نو در کامیون داریم.

  • کندانسور

    Lens, mirror or mirror-lens optical system

    Too much water for the condenser tray or the heat exchange tubing.

    اين براي سيني کندانسور يا لوله کشي هاي آبگرمکن خيلي آب زياديه.

  • ترجمه های کمتر

    • اندوزه
    • مبرد
    • چگالگر
    • (برق)خازن
    • (نورشناسی) همگراگر (عدسی یا عدسی هایی که نور را متمرکز می کند)
    • دستگاه تقطیر
    • ظرفیت خازنی
    • هم کانون ساز
    • چگال ساز (شخص یا دستگاهی که متراکم یا غلیظ یا هم چگال می کند)
    • ژاله ساز (ابزاری که گازوبخار را تبدیل به آبگونه می کند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " condenser " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "condenser"

عباراتی شبیه به "condenser" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "condenser" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه