ترجمه "conditional" به فارسی

شرطی, مقیدساز, (حقوق) بند یا ماده ی شرطی بهترین ترجمه های "conditional" به فارسی هستند.

conditional adjective noun دستور زبان

(grammar) More completely conditional sentence, a statement that depends on a condition being true or false. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شرطی

    adjective

    Of, pertaining to, or characteristic of an action or operation that takes place based on whether or not a certain condition is true.

    It's classical conditioning, or whatever they call it.

    به این می گن شرطی سازی کلاسیک، یا هر چی که اسم شه.

  • مقیدساز

  • (حقوق) بند یا ماده ی شرطی

  • ترجمه های کمتر

    • (دستور زبان) شرطی
    • (منطق) پیش گزاره ای (وابسته به قضیه ای که منوط به قضیه ی دیگر باشد)
    • جمله یا عبارت شرطی
    • دارای قید و شرط
    • مشروط (در مقابل بی قید و شرط: absolute یا unconditional) مقید
    • وابسته به دو گزاره ی وابسته
    • وجه شرطی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conditional " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conditional" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "conditional" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه