ترجمه "condolence" به فارسی

تسلیت, همدردی, تسلی بهترین ترجمه های "condolence" به فارسی هستند.

condolence noun دستور زبان

(uncountable) comfort, support or sympathy [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تسلیت

    noun

    The ships they passed on the way, regardless of the company they belonged to, signaled their condolences.

    کشتیهای دیگری که سر راه میدیدند، برایشان علاماتی از روی تسلیت میفرستادند.

  • همدردی

    noun

    of condoling with you on the calamity that has brought you among us.

    با جناب عالی در بلیه ای که موجب آمدنتان به این مکان شده است ابراز همدردی کنم.

  • تسلی

    I felt that no words of condolence availed

    احساس کردم که کلمات تسلی و دلداری سودی ندارد

  • ترجمه های کمتر

    • اظهارتاسف
    • (اظهار) همدردی
    • اظهار تاسف
    • تسلیت (condolement هم می گویند)
    • دلداری (دادن)
    • هم سوگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " condolence " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "condolence" با ترجمه به فارسی

  • اظهار تاسف کردن · تسلی دادن · تسلیت دادن · تسلیت گفتن · دلداری دادن · هم سوگ شدن · همدردی کردن
  • ترحم کردن · تسلیت دادن · متاثر شدن
اضافه کردن

ترجمه های "condolence" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه