ترجمه "congruency" به فارسی
تناسب, تجانس, موافقت بهترین ترجمه های "congruency" به فارسی هستند.
congruency
noun
دستور زبان
The quality of agreeing; being suitable and appropriate [..]
-
تناسب
I have the first congruency.
اولين تناسب برقرار شد
-
تجانس
-
موافقت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " congruency " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "congruency" با ترجمه به فارسی
-
(هندسه و ریاضی) هم نهشتی · تجانس · تشابه · تطابق · موافقت · هم ارزی · هم قدری (congruency هم می نویسند) · هم نوایی · همانندی · همایندی · همخوانی · همسازی · همنهشتی · همگرایی- توافق · وفاق
-
تطابق، تجانس
-
(هندسه و ریاضی) هم نهشتی · تجانس · تشابه · تطابق · موافقت · هم ارزی · هم قدری (congruency هم می نویسند) · هم نوایی · همانندی · همایندی · همخوانی · همسازی · همنهشتی · همگرایی- توافق · وفاق
-
(هندسه و ریاضی) هم نهشتی · تجانس · تشابه · تطابق · موافقت · هم ارزی · هم قدری (congruency هم می نویسند) · هم نوایی · همانندی · همایندی · همخوانی · همسازی · همنهشتی · همگرایی- توافق · وفاق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن