ترجمه "conscience" به فارسی

وجدان, ضمیر, ضمير بهترین ترجمه های "conscience" به فارسی هستند.

conscience noun دستور زبان

The moral sense of right and wrong, chiefly as it affects one's own behaviour; inwit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وجدان

    noun

    moral sense [..]

    A clear conscience is the sure sign of a bad memory.

    وجدان راحت نشانهٔ آشکار کم حافظگی است.

  • ضمیر

    noun

    moral sense

    , and your conscience will be at rest

    که دغدغه در ضمیر تو نمیماند و چیزی که بر او خود را ملامت نمایی نداری.

  • ضمير

    Bad luck resides in our own conscience.

    بدشانسي تو ضمير خودمون وجود داره

  • ترجمه های کمتر

    • باطن
    • شعور
    • (مهجور) افکار و احساسات درونی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conscience " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conscience" با ترجمه به فارسی

  • پول نذری · کفاره
  • (حقوق) بند قانون که برخی را به خاطر ملاحظات مذهبی یا عقیدتی معاف می کند
  • دچار ناراحتی وجدان یا احساس گناه · وجدان زده · گرفتار عذاب وجدان
  • تقصیر · گناه
اضافه کردن

ترجمه های "conscience" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه