ترجمه "consecrator" به فارسی
تقدیس کننده, خاص کننده بهترین ترجمه های "consecrator" به فارسی هستند.
consecrator
noun
دستور زبان
A person who consecrates [..]
-
تقدیس کننده
-
خاص کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " consecrator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "consecrator" با ترجمه به فارسی
-
(با از خود گذشتگی) دادن یا صرف کردن · (رسما) مقدس و متبرک اعلام کردن · (طی مراسم رسمی مذهبی) منصوب کردن · (قدیمی) مقدس · (مجازی) تقدیس کردن · اختصاص دادن · اختصاصی · تبرک کردن · تقديس كردن · فدا کردن · مقدس کردن · وقف شده · وقف کردن · ویژه کردن
-
اختصاصی · خاص · موقوف · وقف شده
-
(حرف بزرگ) بخشی از عشای ربانی که طی آن نان و شراب مقدس اعلام می شوند · (در مورد مطران ها و غیره) انتصاب (که معمولا با مراسم کلیسایی همراه است) · اختصاص · تبرک · تخصیص · تقديس · تقدیس · دستگذاری · فداسازی · مراسم تقدیس و تبرک · مقدس سازی · وقف
-
(حرف بزرگ) بخشی از عشای ربانی که طی آن نان و شراب مقدس اعلام می شوند · (در مورد مطران ها و غیره) انتصاب (که معمولا با مراسم کلیسایی همراه است) · اختصاص · تبرک · تخصیص · تقديس · تقدیس · دستگذاری · فداسازی · مراسم تقدیس و تبرک · مقدس سازی · وقف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن