ترجمه "consequent" به فارسی

منتج, نتیجه, منطقی بهترین ترجمه های "consequent" به فارسی هستند.

consequent adjective noun دستور زبان

(logic) The second half of a hypothetical proposition; Q, if the form of the proposition is "If P, then Q." [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • منتج

    adjective
  • نتیجه

    noun

    Both your father and I understand the consequences of your decision.

    هم من و پدرت نتیجه ی این تصمیمت را میدانیم.

  • منطقی

    adjective

    No one of consequence.

    کسی نیستم که طبق یه نتیجه ی منطقی باشه.

  • ترجمه های کمتر

    • پیامد
    • تالی
    • موخر
    • استنتاج
    • برآیند
    • تابع
    • ضمنی
    • متعاقب
    • استنباط
    • مواظب
    • پیوسته
    • (ریاضی) تالی (ترکیب شرطی)
    • (منطق) بخش دوم گزاره ی شرطی (بخش دوم این جمله : اگر بیایی موفق خواهی شد if you come, you will succeed)
    • بخشیاب کسر
    • برداشت منطقی
    • جواب شرط
    • مخرج نسبت
    • مخرج کسر
    • من تبع
    • ناشی از
    • نتیجه بخش
    • پی آیند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " consequent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "consequent" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "consequent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه