ترجمه "contactor" به فارسی
کنتاکتور, (برق) کلید خودکار قطع و وصل, بساوگر (که مدار را قطع و وصل می کند و معمولا خودکار است) بهترین ترجمه های "contactor" به فارسی هستند.
contactor
noun
دستور زبان
(electrical engineering) A relay used to control an electrical power circuit [..]
-
کنتاکتور
-
(برق) کلید خودکار قطع و وصل
-
بساوگر (که مدار را قطع و وصل می کند و معمولا خودکار است)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contactor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن