ترجمه "contemporary" به فارسی

معاصر, نوین, همزمان بهترین ترجمه های "contemporary" به فارسی هستند.

contemporary adjective noun دستور زبان

from the same time period, coexistent in time. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معاصر

    adjective

    from the same time period

    Contemporary Persian poems haven’t been known in west world as well as ancient ones.

    در دنیای غرب، شعرهای معاصر فارسی به اندازه قدیمی تر ها خوب شناخته نشده اند.

  • نوین

    adjective

    modern [..]

  • همزمان

    adjective

    , therefore at any one period of time, several distinct adult generations must be contemporary.

    چنین بر میآید که در هر فاصله زمانی چند نسل بال مشخص از ایشان بایست همزمان باشند.

  • ترجمه های کمتر

    • امروزی
    • جدید
    • مدرن
    • mo'âser
    • معاص
    • همگاه
    • (در مورد اشخاص و آثار) همزمان
    • هم تاریخ
    • هم دوره
    • هم سال
    • هم سن
    • هم عصر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " contemporary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "contemporary"

عباراتی شبیه به "contemporary" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "contemporary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه