ترجمه "context" به فارسی
زمینه, متن, بافت بهترین ترجمه های "context" به فارسی هستند.
context
adjective
verb
noun
دستور زبان
(linguistics) the text in which a word or passage appears and which helps ascertain its meaning [..]
-
زمینه
nountext in which a word appears [..]
If I had another story, another context, different luck.
اگر داستان زندگی دیگری، زمینه ی دیگری یا اقبال متفاوتی داشتم.
-
متن
nounNow we're going to put that in the context of the music.
حالا ما میخواهیم اونو در متن موسیقی قرارش بدیم.
-
بافت
The surprise of Bilbao was in its context to the city.
غیرمنتظره بودن بیلبائو بخاطر مفهومش در بافت شهر بود.
-
ترجمه های کمتر
- مفهوم
- شرایط
- مقوله
- بافتار
- فحوا
- سیاق
- قرینه
- هم بافت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " context " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Context
-
زمینه ، مفاد
عباراتی شبیه به "context" با ترجمه به فارسی
-
زمینه – آگاه، مفهوم – آگاه
-
زبان مستقل از متن
-
گرامر حساس به متن
-
حساس به مفهوم
-
زمینه · مفهوم
-
منوی مفاد
-
مرتب سازی
-
بافت موقعیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن