ترجمه "contingent" به فارسی
وابسته, احتمالی, گروه بهترین ترجمه های "contingent" به فارسی هستند.
contingent
adjective
noun
دستور زبان
An event which may or may not happen; that which is unforeseen, undetermined, or dependent on something future; a contingency. [..]
-
وابسته
adjectivedependent on something unknown
-
احتمالی
Of them one thousand were the Aba el Lissan contingent:
ازاین تعداد، هزارن فر برای دفاع از حمله احتمالی در ابا اللسان باقی ماندند؛
-
گروه
noun
-
ترجمه های کمتر
- محتمل
- شانسی
- ممکن
- بختامد
- مماس
- مختار
- بختی
- پیشامد
- تصادفی
- تصادف
- اتفاقی
- آزاد
- اتفاق
- (با: on یا upon) وابسته (به)
- (فلسفه) غیرجبری
- (منطق) ممکن خاص
- (مهجور) همسای
- رویداد شانسی
- رویداد پذیر
- مشروط (به)
- ممکن به امکان خاص
- منوط به
- هم پهلو
- گروه اعزامی
- گروه گسیل شده
- گمان سزا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contingent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contingent" با ترجمه به فارسی
-
اجاره بهای نا معین
-
نتایج احتمالی
-
برنامه ریزی اقتضائی
-
ارزشيابی مشروط · ارزشگذاری
-
بدهیهای احتمالی
-
روش ارزش گذاری مشروط
-
زیان احتمالی
-
اقتضا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن