ترجمه "contorted" به فارسی
كج و كوله ترجمه "contorted" به فارسی است.
contorted
adjective
verb
Simple past tense and past participle of contort. [..]
-
كج و كوله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contorted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contorted" با ترجمه به فارسی
-
(به ویژه چهره و اندام) کج و معوج کردن یا شدن · از شکل انداختن · به هم چلاندن · پیچاندن · کج و کوله کردن
-
(به ویژه چهره و بدن) کج و کولگی · از شکل افتادگی · اعوجاج · دژ ریختی · هم چلانش · پیچ خوردگی · پیچش · پیچی · کولگی
-
پیچنده
-
(به ویژه چهره و بدن) کج و کولگی · از شکل افتادگی · اعوجاج · دژ ریختی · هم چلانش · پیچ خوردگی · پیچش · پیچی · کولگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن