ترجمه "contracted" به فارسی
جمع شده, مختصر, منقبض بهترین ترجمه های "contracted" به فارسی هستند.
contracted
adjective
verb
دستور زبان
Made smaller by contraction. [..]
-
جمع شده
Ahab's full lunacy subsided not, but deepeningly contracted;
یدوانگی کامل اهب از میان نرفته بلکه به صورت ژرفی جمع شده بود،
-
مختصر
MMorrel paid the expenses of his funeral and a few small debts the poor old man had contracted
مسیو مورل مخارج تکفین و تدفین او را متحمل گردید و مختصر قروضی که ایام بیماری به هم بسته بود از کیسه خود داد
-
منقبض
You send a command down, it causes muscles to contract.
یه دستور به پایین فرستاده میشه، و اون باعث میشه مفصل ها منقبض بشن.
-
چوروک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contracted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contracted" با ترجمه به فارسی
-
استاد ومدارک قرارداد
-
مسئول قرارداد
-
قرارداد تعیین کننده چارچوب
-
بیمه ضمانت اجرای قرارداد
-
ايين نامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن