ترجمه "contrasty" به فارسی

پادنما, (عکاسی) تضادمند (دارای سایه ها یا رنگ های متضاد), سایه روشن بهترین ترجمه های "contrasty" به فارسی هستند.

contrasty adjective دستور زبان

(photography) Having great contrast between light and dark areas (of a subject or photograph) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پادنما

  • (عکاسی) تضادمند (دارای سایه ها یا رنگ های متضاد)

  • سایه روشن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " contrasty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "contrasty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه