ترجمه "contribute" به فارسی

بخشیدن, دادن, رساندن بهترین ترجمه های "contribute" به فارسی هستند.

contribute verb دستور زبان

To give something, that is or becomes part of a larger whole. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بخشیدن

    verb
  • دادن

    verb

    The Scriptures do not specifically say that Joanna made financial contributions.

    در کتاب مقدّس مشخصاً اشارهای به اعانه دادن یوآنّا نشده است.

  • رساندن

    verb

    (Hebrews 13:17) These qualified men are to use their God-given authority to provide needed assistance and to contribute to the welfare of the flock.

    (عبرانیان ۱۳:۱۷) این مردان باصلاحیت باید از اختیارات خداداد خود برای یاری رساندن و تأمین رفاه گلّهٔ خدا استفاده کنند.

  • ترجمه های کمتر

    • فراهم کردن
    • (برای روزنامه و مجله و غیره) نوشتن
    • (به اتفاق دیگران) اهدا کردن
    • ارزانی داشتن
    • اعطا کردن
    • بهره مند ساختن
    • تاثیر داشتن بر
    • دخیل بودن در
    • سهم دادن
    • معاضدت کردن
    • منتهی شدن به
    • موجب شدن
    • کمک کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " contribute " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Contribute
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشارکت کردن، شرکت کردن

عباراتی شبیه به "contribute" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "contribute" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه