ترجمه "contributive" به فارسی
کمک کننده, موجب, منجر شونده بهترین ترجمه های "contributive" به فارسی هستند.
contributive
adjective
دستور زبان
Tending to contribute; making a contribution [..]
-
کمک کننده
adjective -
موجب
If we diligently cultivate peace, we will contribute to the happiness of the congregation.
چنانچه با پشتکار در جهت ایجاد صلح جماعت بکوشیم موجب سعادت آن خواهیم شد.
-
منجر شونده
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contributive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contributive" با ترجمه به فارسی
-
پرداخت حق بیمه
-
یتیرویکس لایسوس كمكو یراكمه
-
حاشیه فروش
-
صورت حاشیه سود
-
قانون کمک به بیمه دولت مرکزی
-
نسبت حاشیه سود
-
کمکهای خیریه ای
-
شرکت کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن