ترجمه "controllable" به فارسی
حکم پذیر, قابل بازرسی یاممیزی, قابل جلوگیری بهترین ترجمه های "controllable" به فارسی هستند.
controllable
adjective
دستور زبان
Able to be controlled; subject to regulation or command. [..]
-
حکم پذیر
-
قابل بازرسی یاممیزی
-
قابل جلوگیری
-
نظارت پذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " controllable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "controllable" با ترجمه به فارسی
-
کنترل ActiveX
-
نظارت بر منابع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن