ترجمه "conversion" به فارسی

تبدیل, واگردانی, تبدیلی بهترین ترجمه های "conversion" به فارسی هستند.

conversion noun دستور زبان

The act of having converted something or someone. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تبدیل

    noun

    What happens when casual conversation becomes serious fun?

    چه اتفاقی میافته اگه یه مکالمه ی اتفاقی... به یه شوخی جدی تبدیل بشه.

  • واگردانی

  • تبدیلی

  • ترجمه های کمتر

    • معاوضه
    • مبادله
    • صرف
    • محاسبه
    • تقلیب
    • واگرد
    • واگردانش
    • گهولش
    • برگردانی
    • دگرش
    • برگردان
    • ترجمه
    • (اقتصاد و بانکداری) تسعیر
    • (به ویژه هنگام اجرای وصیت نامه) تبدیل ملک به دارایی منقول (عنوان کامل آن :equitable conversion)
    • (حقوق) استفاده ی غیرقانونی از مال دیگری
    • (روانکاوی) تبدیل
    • (ریاضی) تعویض
    • (فوتبال امریکایی و راگبی) اولین بازی بعد از گل زدن (که طی آن یک تیم می تواند یک یا دو امتیاز به دست آورد)
    • (منطق) وارون سازی اجزای قضیه
    • ایمان آوری
    • تبدیل یک نوع پول یا سهام یا اوراق بهادار (و غیره) به نوعی دیگر
    • تبدیل- تسعیر
    • تغییر مذهب
    • قلب نسبت
    • نو کیشی
    • نودب دناوتیم یتیرویکس لایسوس عقاوم یضعب( ليدبت هب ار هدنز رسمه یایازم دییامن تساوخرد امش هکنیا هب یگتسب نیا هتبلا. دیامن لیدبت هدش توف رسمه یایازم)دراد هدنزرسمه نس و یتفایرد غلبم
    • وارون سازی
    • گروش (به دین یا آیین دیگر)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conversion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Conversion
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تبدیل

    Conversion of glucose to lactic acid in tissues

    تبدیل گلوکز به لاکتیک اسید در بافت‌ها

عباراتی شبیه به "conversion" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "conversion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه