ترجمه "convex" به فارسی
کوژ, محدب, برجسته بهترین ترجمه های "convex" به فارسی هستند.
convex
adjective
noun
دستور زبان
(mathematics) ( not comparable ) (Of a set of points) such that for any two points in the set, every point between those two points is also in the set [..]
-
کوژ
adjectivecurved or bowed outward like the outside of a bowl or sphere or circle
-
محدب
Select the polygon of which you want to construct the convex hull
برگزیدن چند ضلعی که از طریق آن میخواهید قشر محدب را ایجاد کنید
-
برجسته
adjective
-
ترجمه های کمتر
- (به ویژه عدسی) کوژ
- گرده ماهی (در برابر: کاو concave)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " convex " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "convex"
عباراتی شبیه به "convex" با ترجمه به فارسی
-
چندضلعیهای کوژ و کاو
-
رهاسازی محدب
-
مسطح - محدب · هامن - کوژ
-
کوژی
-
دو سو کوژ (عدسی یا چیزی که دو طرفش کوژ باشد) · محدب و محدب · کوژ - کوژ
-
مجموعه محدب
-
شرط کوژی
-
برآمدگی · برجستگی · تحدب · هرچیز کوژ (مثلا خط کوژ یا سطح کوژ) · کوژه · کوژی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن