ترجمه "conviviality" به فارسی
خوش مشربی, قابلیت میزش بهترین ترجمه های "conviviality" به فارسی هستند.
conviviality
noun
دستور زبان
(uncountable) The state of being convivial [..]
-
خوش مشربی
-
قابلیت میزش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conviviality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conviviality" با ترجمه به فارسی
-
(وابسته به جشن و شادی) بزمی · آمیزش گرای · اهل مهمانی و طرب · بزم دوست · جشن مانند · جشنی · خوش مشرب · دوستکام · رفیق دوست · سورمانند · معاشرتی · همدم گرای · پربزن و بکوب
-
(وابسته به جشن و شادی) بزمی · آمیزش گرای · اهل مهمانی و طرب · بزم دوست · جشن مانند · جشنی · خوش مشرب · دوستکام · رفیق دوست · سورمانند · معاشرتی · همدم گرای · پربزن و بکوب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن