ترجمه "cooperator" به فارسی

همدست, همکار, دستیار بهترین ترجمه های "cooperator" به فارسی هستند.

cooperator noun دستور زبان

Alternative spelling of cooperator. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همدست

  • همکار

    noun

    Or maybe Lebendauer has the cooperation of key officials.

    يا شايد " ليبندور " يه همکار عالي رتبه کليدي داشته

  • دستیار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • شریک
    • همسر
    • توحیدمساعی کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cooperator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cooperator" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cooperator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه