ترجمه "copy" به فارسی
کپی, رونوشت, کپی کردن بهترین ترجمه های "copy" به فارسی هستند.
copy
verb
noun
دستور زبان
The result of copying (confer original); an identical duplication. [..]
-
کپی
nounresult of copying; an identical duplication [..]
He cheated on the test by copying his friend's answers.
او در امتحان تقلب کرد؛ با کپی کردن پاسخهای دوستاش.
-
رونوشت
nounresult of copying; an identical duplication
So, you send the copy to the main office.
سپس رونوشت آنرا به دفتر اصلی ارسال می کنید.
-
کپی کردن
produce something identical
He cheated on the test by copying his friend's answers.
او در امتحان تقلب کرد؛ با کپی کردن پاسخهای دوستاش.
-
ترجمه های کمتر
- رونویسی
- نسخه
- پچین
- رونویس کردن
- جلد
- شنیدن/فهمیدن/فهم کردن/گرفتن/دریافتن (به وضوح و روشنی، بخصوص در مخابره)
- گرته، گرته برداری، رو گرفت
- رونویس
- تکثیر
- Copy
- خبر
- روگرفت
- (آگهی تجارتی) واژه ها و جملات (در مقابل تصاویر و موسیقی)
- (روزنامه و غیره) عدد
- (کتاب و غیره) نسخه ی چاپی
- تقلید کردن
- تکرار کردن
- رونوشت کردن
- مطلب آماده ی چاپ (یا کلیشه بندی)
- مطلب قابل درج (در روزنامه یا رمان و غیره)
- نسخه برداری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " copy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "copy"
عباراتی شبیه به "copy" با ترجمه به فارسی
-
گیرنده کپی پنهان
-
رونوشت · رونوشت نوشتن · رونویسی · نسخه برداری کردن
-
تکثیر جانشین · نسخه پشتیبان
-
رونوشت برداری
-
(کامپیوتر) نسخه ی چاپی · نسخه ی ملموس · پرماسه
-
رونوشت تائید شده
-
(در ادارات روزنامه یا مجله) پادو · پیام رسان (امروزه بیشتر می گویند: copy aide)
-
(در مورد اشخاص و اشیا) نسخه ی ثانی · رونوشت کاربنی · عین · متن تهیه شده با کاغذ کپیه · نسخه ی کپی شده · همانند · گیرنده کپی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن