ترجمه "coquetry" به فارسی
کرشمه, عشوه, دلبری بهترین ترجمه های "coquetry" به فارسی هستند.
coquetry
noun
دستور زبان
An affectation of amorous tenderness, especially of a woman directed towards a man. [..]
-
کرشمه
nounaffectation of amorous tenderness
-
عشوه
affectation of amorous tenderness
He gave her a level look as though estimating how much coquetry was behind the question.
رت نگاهی شگفت انگیز به اسکار لت کرد ، گویی میدانست سؤالش چقدر عشوه گرا نه است .
-
دلبری
noun
-
ترجمه های کمتر
- طنازی
- ناز
- لاس
- غمزه
- لوندی
- بازیگوشی
- شوخی و سبکسری
- عشوه گری
- لاس زنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coquetry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن