ترجمه "corbel" به فارسی

منقاره, سرتیر, بقچه بهترین ترجمه های "corbel" به فارسی هستند.

corbel verb noun دستور زبان

(architecture) A structural member jutting out of a wall to carry a superincumbent weight. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • منقاره

  • سرتیر

  • بقچه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • زیرحمال
    • زیرسقفی
    • (معماری - سرتیرچوبی یا سنگی یا فلزی که معمولا به شکل بازویی یا رفبند بوده و تاق یا برآمدگی های دیوار را بر آن سوار می کنند)
    • با سر تیر یا زیر سقفی مستحکم کردن
    • تاق پتکانه
    • شاه تیر نگهدار
    • منقاره دار کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " corbel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "corbel"

عباراتی شبیه به "corbel" با ترجمه به فارسی

  • نصب تیر · پیش امدگی ساختمانی
  • (تزیینات سنگی یا گچی تاق که به شکل پلکان معکوس است) پلکان وارونه · (معماری) · تعبیه ی سرتیر یا زیر سقفی · منقاره سازی · پله بندی
اضافه کردن

ترجمه های "corbel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه