ترجمه "cordon" به فارسی

روبان, قیطان, واکسیل بهترین ترجمه های "cordon" به فارسی هستند.

cordon verb noun دستور زبان

(archaic) A ribbon normally worn diagonally across the chest as a decoration or insignia of rank etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روبان

  • قیطان

    noun
  • واکسیل

  • ترجمه های کمتر

    • پاسورگان
    • حمایل
    • زیب
    • نوار
    • (روبان یا قیطان که به جای مدال و یا برای تزیین به جامه می زنند) یراق
    • (معمولابا: off) محاصره کردن
    • حلقه ی پاس وری
    • رجوع شود به stringcourse
    • صف پلیس
    • پاسوری کردن
    • کمربند حفاظتی (صفی از پاسبانان یا سربازان یا کشتی ها یا دژها و غیره که برای پاسداری در اطراف جایی مستقر شده باشند)
    • گردگیری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cordon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cordon" با ترجمه به فارسی

  • (فرانسه) · سد بهداشتی (مهار آمد و شد مردم و کالا برای جلوگیری از گسترش بیماری) · سپرزمین · کشورهای حایل · کشورهای میانگیر (کمربندی ازکشورها که دور کشور دیگری قرار دارند و از گسترش نفوذ آن کشور جلوگیری می کنند)
  • رجوع شود به cordon sanitaire
  • (آشپزی) گوشتی که در میان آن ژامبون و پنیر قرار داده و سرخ می کنند و معمولا با سس سرو می شود · (فرانسه - دوران شاهان بوربن) روبان آبی (که نشان دلاوران روح القدس یعنی ارشدترین رسته ی دلاوران فرانسه بود) · آدم برجسته · برجسته · دارنده ی نشان روبان آبی · دلاور روح القدس · ممتاز · نخبه
اضافه کردن

ترجمه های "cordon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه