ترجمه "corinthian" به فارسی

قرنتی, کرینتی, (معماری یونان و روم) ستون کرینتی (که بدنه ی آن باریک و دارای شیارهای طولی بود وسرستونی به شکل ناقوس وارونه داشت که با طرح برگ های آکانتوس تزئین شده بود) بهترین ترجمه های "corinthian" به فارسی هستند.

corinthian noun adjective دستور زبان

(dated),(nautical) An amateur yachtsman who sails his own yacht without a professional skipper [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرنتی

    So licentious were most of its inhabitants that the expression “to Corinthianize” came to mean “to practice immorality.”

    اهالی شهر به حدّی بیبندوبار بودند که مردم آن زمان اشخاص «شهواتران» را «قرنتی» مینامیدند.

  • کرینتی

  • (معماری یونان و روم) ستون کرینتی (که بدنه ی آن باریک و دارای شیارهای طولی بود وسرستونی به شکل ناقوس وارونه داشت که با طرح برگ های آکانتوس تزئین شده بود)

  • ترجمه های کمتر

    • آدم ثروتمند
    • به سبک کرینتی (که به طور دلپذیری پیچیده و پر جزئیات بود)
    • تجمل پرست و خوش گذران
    • خیر نسبت به ورزشکاران و امور ورزشی
    • دوستار قایق های تجملی (yacht)
    • وابسته به شهر کرینت (عربی : قرنت) و مردم و فرهنگ آن
    • ورزش دوست (و پولدار)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " corinthian " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Corinthian adjective noun دستور زبان

describing a person or object from Corinth [..]

+ اضافه کردن

"Corinthian" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Corinthian در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "corinthian" با ترجمه به فارسی

  • (انجیل) قرنتیان · قرنتی ها
اضافه کردن

ترجمه های "corinthian" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه