ترجمه "cork" به فارسی
چوبپنبه, بستن, تختهها بهترین ترجمه های "cork" به فارسی هستند.
cork
adjective
verb
noun
دستور زبان
(uncountable) The bark of the cork oak, which is very light and porous and is very good for making bottle stoppers and insulation material. [..]
-
چوبپنبه
material derived from the cork oak [..]
hung corks bobbing from the ends of strings all around the brims of their hats.
یعنی از دورتادور کلاهشان رشتههایی از چوبپنبه میآویختند.
-
بستن
verb -
تختهها
-
ترجمه های کمتر
- (با چوب پنبه ی سوخته) سیاه کردن
- (در بطری و غیره را با چوب پنبه) بستن
- (گیاه شناسی) برون پوست (پوست بیرونی تنه ی درخت که ناتراوا بوده و از یاخته های مرده تشکیل شده است)
- بند آوردن
- تخته چوبپنبهاي
- جلوگیری کردن
- در بطری
- سربطری (از چوب پنبه یا مواد دیگر)
- چوب پنبه
- چوب پنبه (پوست برونی درخت بلوط چوب پنبه : cork oak که نام لاتین آن Quercus suber است)
- چوب پنبه ای
- کورک (نام دهستانی در کرانه ی جنوبی ایرلند - ایالت مانستر)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cork " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Cork
proper
noun
Principal city of County Cork. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Cork" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cork در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "cork"
عباراتی شبیه به "cork" با ترجمه به فارسی
-
تختهها (چوبپنبه)
-
(گیاه شناسی) نارون چوب پنبه (انواع نارون های بلند از جنس Ulmus - بومی خاور ایالات متحده)
-
بلوط چوبپنبهاي · کوارکوس سوبر
-
(خودمانی - بیشتر در انگلیس) عالی · بسیار خوب · خوش تیپ · خوش لباس · شیک · شیک پوش · معرکه · هلویی
-
(گیاه شناسی - در بلوط چوب پنبه) لایه ی چوب پنبه زا (که بین چوب پنبه و برون پوست cortex قرار دارد) · بنلایه چوبپنبه · چوبپنبهزا · کامبیوم چوبپنبهساز
-
باچوب پنبه سوخته سیاه شده · سربسته · چوب پنبه دار
-
(خودمانی - بیشتر در انگلیس) عالی · بسیار خوب · خوش تیپ · خوش لباس · شیک · شیک پوش · معرکه · هلویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن