ترجمه "corkscrew" به فارسی

چوبپنبهبازکن, مارپیچ, سربازکن بهترین ترجمه های "corkscrew" به فارسی هستند.

corkscrew adjective verb noun دستور زبان

An implement for opening bottles that are sealed by a cork. Sometimes specifically such an implement that includes a screw-shaped part, or worm. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چوبپنبهبازکن

    kitchen tool for drawing corks from wine bottles

  • مارپیچ

    noun
  • سربازکن

  • ترجمه های کمتر

    • (بطری) دربازکن
    • به شکل دربازکن
    • مارپیچ رفتن
    • پیچ و تاب خوردن (یا داشتن)
    • پیچ واپیچ
    • چوب پنبه کش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " corkscrew " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "corkscrew"

اضافه کردن

ترجمه های "corkscrew" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه