ترجمه "corn" به فارسی

ذرت, غله, بلال بهترین ترجمه های "corn" به فارسی هستند.

corn verb noun دستور زبان

A type of callus, usually on the feet or hands. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ذرت

    noun

    the fruits of a cereal crop

    He dreamed he was in a field of corn, lost there.

    خواب دید که دریک مزرعه ذرت گم شده است.

  • غله

    noun

    It was used for milling corn, and brought in a handsome money profit.

    به وسیله آن غله را آسیاب میکردند و سود هنگفتی داشت.

  • بلال

    noun

    Olivia and June, spread the picnic lunch while the men went off to pick corn.

    اولیویا و جون غذاها را چیدند و مردها به کندن بلال مشغول شدند.

  • ترجمه های کمتر

    • جو
    • میخچه
    • آزخ
    • جردا
    • وردان
    • یوه
    • راش
    • (امریکا) ذرت (Zea mays از خانواده ی گندمیان) (Indian corn و maize هم می گویند)
    • (انگلیس) دانه ی غلات : گندم
    • (انگلیس) گیاه (یا گیاهان) غله آور
    • (جو یا ذرت) خوراندن
    • (عامیانه - در مورد عقیده یا موسیقی یا نمایش و غیره) قدیمی و مبتذل
    • (عامیانه) ویسکی ذرت
    • (محلی)دانه ی ریز و سخت : مثلا دانه ی نمک یا شن
    • (پزشکی) میخچه
    • (چهارپایان) غله دادن
    • به دانه تبدیل کردن
    • تخم ریز و سخت
    • تريتيكوم ساتیوم
    • تريتيكوم ولگار
    • تریتیکوم استیووم
    • حبه حبه کردن 0
    • دانه دانه کردن
    • دانه ی ذرت
    • در آب نمک نگهداری کردن 1
    • در نمک خواباندن (گوشت و غیره)
    • ذرت هندي
    • ذره ذره کردن
    • روغن ذرت
    • زئا مایس
    • غله ی اصلی هر ناحیه : مثلا در انگلیس : گندم - در اسکاتلند و ایرلند: جو دوسر
    • میوه ی ریز و سخت
    • نمک زدن
    • چاودار (و غیره)
    • گندم معمولي
    • گندم نان
    • گندم نرم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " corn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Corn proper

A town in Oklahoma

+ اضافه کردن

"Corn" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Corn در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "corn"

عباراتی شبیه به "corn" با ترجمه به فارسی

  • (انگلیس) قانون منع واردات غله (که در سال 6481 ملغی شد)
  • (کشاورزی) ماشین برداشت و پوست کنی و بوجاری ذرت · ذرت چین
  • شربت ذرت · شیره ی ذرت (آمیزه ی شیرینی که از نشاسته ی ذرت می سازند)
  • شکر ذرت (دکستروز که از نشاسته ی ذرت می سازند)
  • مار ذرت
  • ايزومروز · ايزوگلوكوز · شربت ذرت فروکتوزبالا
اضافه کردن

ترجمه های "corn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه