ترجمه "cornet" به فارسی
کورنت, شیپور, بوق بهترین ترجمه های "cornet" به فارسی هستند.
cornet
noun
دستور زبان
The white headdress worn by the Sisters of Charity. [..]
-
کورنت
A musical instrument of the brass family, slightly smaller than a trumpet.
those indicate basically a parentage of a type of cornet
اونها در واقع نسب یک نوع کورنت رو نشون می دن
-
شیپور
nounA little farther on there came up the nasal sound of a clarionet and a cornet.
از کمی دورتر نوای تو دماغی قرهنی و شیپور شنیدهمیشد.
-
بوق
noun
-
ترجمه های کمتر
- (جامه ی برخی راهبه ها) سرپوش سفید و دامنه دار
- (موسیقی) کورنت (ساز بادی شبیه شیپور)
- ترومپت کوچک
- صدای شیپور
- قیف خوراکی (که در آن بستنی یا خامه و غیره می گذارند) (cone هم می گویند)
- قیف کاغذی (که شکر و نمک و غیره را در آن به مشتری می دهند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cornet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cornet"
عباراتی شبیه به "cornet" با ترجمه به فارسی
-
(موسیقی) کورنت (گونه ای ساز بادی شبیه شیپور) · ترومپت کوچک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن