ترجمه "cornice" به فارسی

قرنیز, کتیبه, رخبام بهترین ترجمه های "cornice" به فارسی هستند.

cornice noun verb دستور زبان

(architecture) The topmost architectural element of a building, projecting forward from the main walls, originally used as a means of directing rainwater away from the building's walls. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرنیز

    the topmost architectural element of a building used as a means of directing rainwater away from the building's walls

    falling straight from the broad brass cornice

    و از قرنیز عریض و برنجی نزدیک به سقف آویخته بود

  • کتیبه

    noun

    Rostov saw overhead the old familiar cornice with a bit of plaster broken off, the porch, and the post by the side of the pavement.

    راستوف بالای سر خود کتیبه آشنایی که گچکاریش ریخته بود و پلههای هشتی و تیر چراغ را دید.

  • رخبام

  • ترجمه های کمتر

    • رُخبام
    • سرلاد
    • (حاشیه ی فوقانی آسمانه ای که روی سر ستون قرار می گیرد) سوک آسمانه
    • (قاب تزئینی که چوب پرده و حلقه های آن را می پوشاند) قاب چوب پرده
    • (معماری)
    • (گچبری و تزئینات بالای دیوار در امتداد سقف) قرنیز
    • دارای قرنیز یارخبام کردن
    • نیم پرده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cornice " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cornice"

عباراتی شبیه به "cornice" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cornice" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه